محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

2

اكسير اعظم ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم امراض شفت و شدقين يعنى لب و كنج دهن و آن يازده مرض است يعنى سوء مزاج لب و تشقق و تقشر شفتين و جفاف لب و ورم و بثور و قروح لب و بياض شفت و بواسير لب و اختلاج شفت و تقلص شفتين و تشقق شدقين . بدان كه پوست لب با گوشت او آميخته است و چون پوست اعضاى ديگر از گوشت جدا نيست . و مزاج و تركيب او همچون مزاج و تركيب مقعد است و هر دو نهايت مرى و امعااند . لب ابتدا و انتها از طرف اعلى است و مقعد ابتدا و انتها از سوى اسفل . و به سبب اتحاد مزاج و تركيب يكديگر امراض هر يك همچون امراض ديگر است . مثلًا شقاق كه به لب عارض شود مقعد را نيز حادث گردد . و همچنين بواسير كه به شفت و مقعد هر دو پديد آيد و انواع امراض كه به ديگر اعضا افتد . مثل اقسام سوء مزاج و اورام و جروح و قروح و مانند آن به هر دو عارض شود و سوء مزاج كه به لب افتد آن را احتياج علاج نباشد مگر آنكه محكم باشد يا مضرتى از آن ظاهر گردد . و ليكن سوء مزاج رطب لب را زود ضعيف كند خصوص بعد تناول اشياى مرطبه . حتى كه از تحريك آنها در تكلم عاجز آيد . بالجمله تشخيص سوء مزاج لب چنان بايد كرد كه اگر مريض شكايت سوزش لب كند و ملمس آن گرم باشد و از هواى سرد و آب سرد راحت يابد سوء مزاج حار باشد . و اگر در هواى سرد و سردى صبح و شب لب كبود گردد و حس او باطل شود سوء مزاج بارد باشد . و اگر لبها خشك بود و بترقد و پوست باريك از آن جدا شود سوء مزاج يابس باشد . و اگر لبها فرو آويخته و سست و نرم باشد سوء مزاج رطب باشد . علاج : در سوء مزاج گرم پارچه كتان به آب برگ كاهو يا به آب برگ خرفه يا به آب گشنيز يا به آب برگ بارتنگ يا به آب كاسنى يا به آب عصى الراعى يا به گلاب تر كرده و بر يخ يا برف سرد نموده بر لب نهند . و يا اسپغول به گلاب تر نموده بر برف سرد كرده بر لب گذارند و خشك شدن ندهند . و يا صندل سفيد و قدرى كافور به گلاب سوده بر لب طلا كنند . و گاهى لعاب بهدانه و اسپغول افزوده مىشود . و در سوء مزاج سرد مشك سوده به روغن بان و يا عاقرقرحا سوده با روغن ياسمين و يا جندبيدستر با روغن نرگس و روغن سوسن طلا كنند . و در سوء مزاج خشك ماء الشعير و روغن بادام بنوشند و لعاب اسپغول و شكر نيز . و مدام لب را به روغن بنفشه و نيلوفر و كدو چرب دارند . و موم روغن از اين روغنها ساخته ماليدن سود دارد . و علاج شقاق لب به عمل آرند و در سوء مزاج تر علاج خفيف لقوه بايد كرد و جداور و ريوند چينى ضماد كنند . تشقق و تقشر شفتين يعنى ترقيدن لبها و جدا شدن پوست باريك از آنها سببش غلبه يبوست بر لحم شفتين و فساد ماده محترقه نيز است . علاج : قيروطى و روغنهاى مرطب و شحوم بر لب بمالند و يا مرهم حب السفرجل گذارند . و ماليدن لعاب بهدانه و خطمى و تخم كتان و قيروطى پيه بط و ماكيان براى تقشر لب مفيد بود . و طلاى مغز بادام و كذا مغز تخم كدو يا تربوز در آب سائيده نيز شقاق لب را نافع بود . و يا رسوت مغز تخم تربوز در آب گشنيز سبز سوده بر لب ضماد نمايند . و يا لعاب بهدانه دو ماشه روغن گل يك توله موم زرد شش ماشه